مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
225
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
ويُروى عن الإمام عليّ بن الحسين زين العابدين عليه السلام ، أنّه قال : « ثمّ إنّ أبي قال لأصحابه : إنِّي غداً أُقتل وتقتلون كلّكم معي ، ولا يبقى منكم أحد إلّاولدي عليّاً زين العابدين لأنّ اللَّه لم يقطع نسله منه ، وهو أبو أئمّة ثمانية » . فقالوا - بأجمعهم - : الحمد للَّهالّذي أكرمنا بنصرك وشرّفنا بالقتل معك ، أوَلا نرضى أن نكون معك في درجتك ؟ وقال له القاسم بن الحسن : وأنا في مَنْ يُقتل - يا عمّ - ؟ فأشفق عليه الحسين ، وقال : يا ابن أخي ! كيف تجد طعم الموت عندك ؟ قال : يا عمّ ! أحلى من العسل . فقال له الحسين : إي - واللَّه - فداك عمُّك ، إنّك لأحد مَن يُقتل معي بعد أن تبلوَ ببلاء عظيم .
--> - فرمود : « عبداللَّه آنگاه كشته شود كه تشنگى مرا بىتاب كند وبه خيمهها آيم وآبى يا عسلى خواهم ونيابم . گويم آن پسر كوچكم را به من دهيد تا دهانش را بمكم . أو را بردارم كه نزد خود آرم ، يك فاسقى تيرى به گلوى أو زند وأو ناله كند وخونش در كف من بريزد وآن را به آسمان بلند كنم وگويم : بار خدايا ! شكيبايم وبه حساب تو گذارم . نيزههاى دشمن مرا به شتاب اندازد وآتش در خندقى كه پشت خيمهها است ، شعله كشد ومن در تلخترين ساعت عمر خود بر آنها بتازم وآنچه را خدا خواهد ، واقع شود . » أو گريست وما گريستيم ودر خيمهها ، گريه وشيون از ذرارى رسول خدا بلند شد . قطب راوندى از ثمالى روايت كرده است كه علي بن الحسين عليه السلام فرمود : من آن شب كه پدرم فردايش كشته شد ، با أو بودم . به يارانش گفت : « اين شب را شُتُرِ خود كنيد . اين مردم بس مرا خواهند واگر مرا بكشند ، به شما نگرايند . شما در حل ووسعتيد . » گفتند : « به خدا هرگز چنين نباشد . » فرمود : « فردا شما همه كشته شويد ويكى از شما به در نرود . » گفتند : « حمد خدا را كه به ما شرف شهادت با تو را داد . » بعد براي آنها دعا كرد وفرمود : « اكنون سر برداريد ونگاه كنيد ! » آنها جاى خود را در بهشت ديدند وآن حضرت منزل يكان يكان آنها را به آنها نشان داد وهر كدام سينه وچهره جلو شمشير مىدادند كه زودتر به منزل خود در بهشت وارد شوند . كمرهاى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 102